1
00:00:05,110 --> 00:00:09,990
‫آکادمی لاپیس لازولی

2
00:00:13,200 --> 00:00:14,930
‫بانو تیارا‌رُز!

3
00:00:15,710 --> 00:00:18,000
‫فردا جشن فارغ‌التحصیلیمونه.

4
00:00:18,270 --> 00:00:22,840
‫خیلی غم‌انگیزه که فکر کنم
‫دیگه قرار نیست ببینمتون.

5
00:00:22,840 --> 00:00:25,330
‫بازم فرصت پیش میاد که همدیگه رو ببینیم.

6
00:00:25,330 --> 00:00:29,590
‫من همیشه همین‌جا توی
‫پادشاهی لاپیس لازولی هستم.

7
00:00:25,340 --> 00:00:29,590
‫تیارا‌رُز لاپیس کلمنتیل

8
00:00:25,340 --> 00:00:29,590
‫تیارا‌رُز لاپیس کلمنتیل

9
00:00:29,590 --> 00:00:31,330
‫آره، راست میگید!

10
00:00:30,380 --> 00:00:35,010
‫ماریتا

11
00:00:30,380 --> 00:00:35,010
‫ماریتا

12
00:00:30,380 --> 00:00:35,010
‫فلوریان

13
00:00:30,380 --> 00:00:35,010
‫فلوریان

14
00:00:31,330 --> 00:00:34,610
‫هرچی نباشه شما ملکه آینده هستید!

15
00:00:34,610 --> 00:00:38,230
‫عروسیتون با شاهزاده هارت‌نایتس کِی‌ئه؟

16
00:00:38,230 --> 00:00:42,170
‫بعد از فارغ‌التحصیلی، یک سال آموزش‌های
‫مربوط به عروس ملکه شدن رو می‌گذرونم،

17
00:00:42,170 --> 00:00:45,480
‫و بعدش مراسم عروسی‌مون رو
‫توی کلیسای جامع برگزار می‌کنیم.

18
00:00:45,830 --> 00:00:51,140
‫وقتی شما ملکه بشید، صلح و آرامش
‫تو لاپیس لازولی تضمین میشه.

19
00:00:51,490 --> 00:00:55,490
‫من تمام تلاشم رو می‌کنم تا انتظارات
‫همه رو برآورده کنم.

20
00:00:56,820 --> 00:01:00,350
‫من تیارا‌رُز لاپیس کلمنتیل هستم،

21
00:01:01,210 --> 00:01:04,080
‫دختر مارکی که نام لاپیس بهش اعطا شده

22
00:01:04,080 --> 00:01:06,070
‫و نامزد ولیعهد کشور.

23
00:01:08,040 --> 00:01:09,730
‫شاهزاده هارت‌نایتس.

24
00:01:10,890 --> 00:01:12,220
‫جریان چیه؟

25
00:01:12,600 --> 00:01:16,260
‫قیافه‌ش یه جوریه، انگار تو همه.

26
00:01:16,750 --> 00:01:18,610
‫اتفاقی افتاده؟

27
00:01:21,220 --> 00:01:22,950
‫شاهزاده هارت‌نایتس!

28
00:01:29,930 --> 00:01:31,170
‫چرا؟

29
00:01:31,600 --> 00:01:33,470
‫امکان نداره!

30
00:01:34,180 --> 00:01:35,880
‫آخه، من که...

31
00:01:38,450 --> 00:01:39,580
‫ها؟

32
00:01:40,850 --> 00:01:42,460
‫من...

33
00:01:55,720 --> 00:02:00,620
‫{\an2}دختر شرور قصه مورد علاقه شاهزاده کشور همسایه است

34
00:03:14,760 --> 00:03:17,970
‫{\an8}عشقی که با پایان داستان شروع می‌شود

35
00:03:21,140 --> 00:03:23,400
‫شاهزاده هارت‌نایتس خیلی جذابه!

36
00:03:24,100 --> 00:03:26,100
‫واقعاً خوش‌تیپه.

37
00:03:26,100 --> 00:03:30,400
‫

38
00:03:26,100 --> 00:03:30,400
‫هارت‌نایتس

39
00:03:26,100 --> 00:03:30,400
‫

40
00:03:26,100 --> 00:03:30,400
‫می‌خوام با من زندگی کنی...
‫الان و برای همیشه.

41
00:03:26,100 --> 00:03:29,820
‫می‌خوام با من زندگی کنی...
‫الان و برای همیشه.

42
00:03:29,190 --> 00:03:30,400
‫

43
00:03:29,190 --> 00:03:30,400
‫بله

44
00:03:29,190 --> 00:03:30,400
‫

45
00:03:29,190 --> 00:03:30,400
‫خیر

46
00:03:30,400 --> 00:03:31,020
‫معلومه که بله!

47
00:03:31,020 --> 00:03:32,170
‫

48
00:03:31,020 --> 00:03:32,170
‫هارت‌نایتس

49
00:03:31,020 --> 00:03:32,170
‫

50
00:03:31,020 --> 00:03:32,170
‫می‌خوام با من زندگی کنی...
‫الان و برای همیشه.

51
00:03:31,020 --> 00:03:32,170
‫

52
00:03:31,020 --> 00:03:32,170
‫بله

53
00:03:31,020 --> 00:03:32,170
‫

54
00:03:31,020 --> 00:03:32,170
‫خیر

55
00:03:32,870 --> 00:03:34,980
‫ایول! یه سی‌جی (CG) جدید باز شد!

56
00:03:34,980 --> 00:03:38,410
‫و اینم از پایان مسیر هارت‌نایتس!

57
00:03:38,410 --> 00:03:41,140
‫بازی اوتومه (دخترانه) «حلقه لاپیس لازولی».

58
00:03:38,410 --> 00:03:43,870
‫{\an9}حلقه لاپیس لازولی

59
00:03:41,140 --> 00:03:43,870
‫انقدر عاشقش بودم که نمی‌تونستم از پاش بلند شم.

60
00:03:43,870 --> 00:03:45,310
‫چطور جرئت می‌کنی؟

61
00:03:45,870 --> 00:03:51,210
‫

62
00:03:45,870 --> 00:03:51,210
‫تیارا‌رُز

63
00:03:45,870 --> 00:03:51,210
‫

64
00:03:45,870 --> 00:03:51,210
‫تو فقط یه رعیت پَستی.
‫باید از هارت‌نایتسِ من فاصله بگیری.

65
00:03:45,870 --> 00:03:47,960
‫تو فقط یه رعیت پَستی.

66
00:03:47,960 --> 00:03:51,210
‫

67
00:03:51,210 --> 00:03:53,590
‫

68
00:03:51,210 --> 00:03:53,590
‫تیارا‌رُز

69
00:03:51,210 --> 00:03:53,590
‫

70
00:03:51,210 --> 00:03:53,590
‫تو مایه ننگی، دیدنت حالمو بد می‌کنه.

71
00:03:51,210 --> 00:03:52,530
‫تو مایه ننگی.

72
00:03:53,960 --> 00:03:55,770
‫اون منم؟

73
00:04:04,030 --> 00:04:05,390
‫الان یادم اومد.

74
00:04:06,220 --> 00:04:08,190
‫اون زندگی قبلی من بود.

75
00:04:06,560 --> 00:04:08,190
‫{\an8}حلقه لاپیس لازولی

76
00:04:09,020 --> 00:04:12,340
‫و اون دختر خانمی که اخلاق گندی داره...

77
00:04:15,360 --> 00:04:17,530
‫نه... یعنی من...

78
00:04:18,330 --> 00:04:19,700
‫یه شخصیت شرورم؟

79
00:04:20,240 --> 00:04:24,460
‫من به عنوان شخصیت بد داستان تناسخ پیدا کردم...

80
00:04:25,230 --> 00:04:26,540
‫بیدار شدی؟

81
00:04:27,580 --> 00:04:28,850
‫والاحضرت!

82
00:04:28,850 --> 00:04:30,450
‫بهتره بیشتر استراحت کنی.

83
00:04:30,830 --> 00:04:33,840
‫الان میگم برات کالسکه آماده کنن.

84
00:04:34,380 --> 00:04:37,240
‫هارت‌نایتس لاپیس‌لازولی لاکتوموث.

85
00:04:34,550 --> 00:04:37,840
‫شاهزاده اول پادشاهی لاپیس لازولی

86
00:04:34,550 --> 00:04:37,840
‫شاهزاده اول پادشاهی لاپیس لازولی

87
00:04:34,550 --> 00:04:37,840
‫هارت‌نایتس لاپیس‌لازولی لاکتوموث

88
00:04:34,550 --> 00:04:37,840
‫هارت‌نایتس لاپیس‌لازولی لاکتوموث

89
00:04:37,840 --> 00:04:41,160
‫اون مسیر اصلی داستان توی بازیه

90
00:04:41,160 --> 00:04:43,930
‫و شاهزاده اول پادشاهی لاپیس لازولی.

91
00:04:44,720 --> 00:04:49,690
‫شخصیت بازی‌ای که انجام می‌دادم،
‫دقیقاً جلوی چشممه!

92
00:04:49,690 --> 00:04:52,390
‫سابقه نداشت اینطوری غش کنی.

93
00:04:53,520 --> 00:04:58,030
‫می‌خواستی جلب توجه کنی چون داشتم
‫زیادی به آکاری محل می‌ذاشتم؟

94
00:04:58,030 --> 00:04:59,030
‫ها؟

95
00:04:59,840 --> 00:05:01,300
‫چشماش خیلی سرده.

96
00:05:02,430 --> 00:05:05,910
‫اصلاً شبیه هارت‌نایتسِ توی بازی نیست.

97
00:05:07,530 --> 00:05:10,740
‫نه. فقط انگار حالم زیاد خوش نیست.

98
00:05:10,740 --> 00:05:12,820
‫بابت دردسری که درست شد عذر می‌خوام.

99
00:05:12,820 --> 00:05:16,210
‫خب، هرچی باشه من به اصطلاح نامزدتم.

100
00:05:16,660 --> 00:05:18,100
‫«به اصطلاح».

101
00:05:18,710 --> 00:05:22,930
‫می‌دونم فردا جشن فارغ‌التحصیلیه،
‫اما من یه کاری دارم که باید بهش رسیدگی کنم.

102
00:05:23,410 --> 00:05:27,180
‫عذر می‌خوام، ولی فکر نکنم بتونم
‫اونجا همراهیت کنم.

103
00:05:27,930 --> 00:05:29,940
‫متوجه هستم.

104
00:05:35,190 --> 00:05:39,810
‫آبروریزی بالاتر از اینم هست که نامزدت
‫توی مهمونی همراهیت نکنه؟!

105
00:05:40,850 --> 00:05:45,240
‫ولی من می‌دونم از اینجا به بعد
‫داستان چی میشه،

106
00:05:45,240 --> 00:05:48,240
‫{\an8}حلقه <font color="#a7adaf">لاپیس </font><font color="#a9a7e4">لازولی</font>

107
00:05:45,590 --> 00:05:47,820
‫چون بارها این بازی رو تموم کردم.

108
00:05:48,980 --> 00:05:50,790
‫مسیر اصلی توی بازی،

109
00:05:50,790 --> 00:05:54,200
‫ولیعهد پادشاهی لاپیس لازولی، هارت‌نایتس بود.

110
00:05:54,570 --> 00:05:59,460
‫قهرمان زن داستان با جادوی قدرتمندش،
‫«دعای مقدس»، وارد آکادمی میشه،

111
00:05:59,460 --> 00:06:01,010
‫و هارت‌نایتس رو ملاقات می‌کنه.

112
00:06:03,470 --> 00:06:05,570
‫اون محبوب‌ترین دانش‌آموز اونجاست،

113
00:06:05,570 --> 00:06:09,370
‫و مدام به قهرمان داستان محبت می‌کنه.

114
00:06:10,370 --> 00:06:12,080
‫با مهربونی بهش لبخند می‌زنه،

115
00:06:12,670 --> 00:06:14,870
‫حرف‌های عاشقانه در گوشش زمزمه می‌کنه...

116
00:06:15,610 --> 00:06:20,620
‫و بعد از صحنه پایانی، یه عروسی باشکوه
‫توی کلیسای جامع برگزار می‌کنن.

117
00:06:28,860 --> 00:06:32,390
‫ولی من قهرمان داستان نیستم.

118
00:06:32,390 --> 00:06:33,940
‫من اون دخترِ شرورم.

119
00:06:35,420 --> 00:06:38,420
‫حد خودتو بدون! تو فقط یه رعیتی!

120
00:06:35,540 --> 00:06:38,420
‫

121
00:06:35,540 --> 00:06:38,420
‫تیارا‌رُز

122
00:06:35,540 --> 00:06:38,420
‫

123
00:06:35,540 --> 00:06:38,420
‫حد خودتو بدون!
‫تو فقط یه رعیتی!

124
00:06:38,420 --> 00:06:41,130
‫

125
00:06:38,420 --> 00:06:41,130
‫تیارا‌رُز

126
00:06:38,420 --> 00:06:41,130
‫

127
00:06:38,420 --> 00:06:41,130
‫من همسر مناسب‌تری برای
‫والاحضرت هستم.

128
00:06:39,040 --> 00:06:43,170
‫تیارا‌رُز شرور با قهرمان داستان
‫خیلی خشن رفتار می‌کنه

129
00:06:41,130 --> 00:06:43,170
‫

130
00:06:41,130 --> 00:06:43,170
‫تیارا‌رُز

131
00:06:41,130 --> 00:06:43,170
‫

132
00:06:41,130 --> 00:06:43,170
‫تو سرِ راهِ منی! برو کنار!

133
00:06:43,170 --> 00:06:45,800
‫چون نمی‌خواد شاهزاده رو از دست بده.

134
00:06:46,170 --> 00:06:50,130
‫تو جشن فارغ‌التحصیلی، به خاطر توهین
‫به قهرمان داستان محکوم میشه،

135
00:06:50,130 --> 00:06:51,760
‫و نامزدیش بهم می‌خوره.

136
00:06:52,310 --> 00:06:55,770
‫

137
00:06:52,310 --> 00:06:55,770
‫تیارا‌رُز

138
00:06:52,310 --> 00:06:55,770
‫

139
00:06:52,310 --> 00:06:55,770
‫وای! چقدر رو مخه!

140
00:06:52,310 --> 00:06:55,770
‫وای! چقدر رو مخه!

141
00:06:55,770 --> 00:06:58,160
‫ولی من که کار بدی نکردم.

142
00:06:58,160 --> 00:07:01,440
‫دلم می‌خواد اگه بشه از رویداد محکومیت
‫جلوگیری کنم، اما...

143
00:07:02,300 --> 00:07:04,380
‫امروز دقیقاً روزِ قبل از پایان بازیه.

144
00:07:04,380 --> 00:07:06,600
‫دیگه الان رویداد محکومیت اجتناب ناپذیره.

145
00:07:07,090 --> 00:07:08,950
‫فقط یه پایان بد منتظرمه.

146
00:07:12,250 --> 00:07:16,340
‫راستی بعد از رویداد محکومیت،
‫چه بلایی سرِ دختر شرور میومد؟

147
00:07:17,390 --> 00:07:18,960
‫فقط همین قدر یادمه:

148
00:07:19,380 --> 00:07:25,010
‫هیچ پایان خوشی وجود نداره که دختر شرور
‫توش به کسی برسه.

149
00:07:29,270 --> 00:07:32,010
‫خوش اومدید، بانو تیارا‌رُز.

150
00:07:30,010 --> 00:07:33,890
‫فیلین سان‌فیست

151
00:07:30,010 --> 00:07:33,890
‫فیلین سان‌فیست

152
00:07:32,010 --> 00:07:33,890
‫ممنون، فیلین.

153
00:07:34,590 --> 00:07:39,640
‫نام «لاپیس» افتخاریه که به خانواده‌هایی اعطا میشه

154
00:07:39,640 --> 00:07:42,900
‫که کارهای بزرگی برای خاندان سلطنتی انجام دادن.

155
00:07:43,310 --> 00:07:44,940
‫خوش اومدی، تیارا‌رُز.

156
00:07:44,940 --> 00:07:46,220
‫خوش اومدی.

157
00:07:46,220 --> 00:07:47,810
‫ممنونم.

158
00:07:48,390 --> 00:07:51,660
‫چی شده؟ خیلی کم پیش میاد
‫شخصاً بیاید پیشوازم.

159
00:07:51,660 --> 00:07:55,160
‫نخست وزیر

160
00:07:51,660 --> 00:07:55,160
‫نخست وزیر

161
00:07:51,660 --> 00:07:55,160
‫شناوس لاپیس کلمنتیل

162
00:07:51,660 --> 00:07:55,160
‫شناوس لاپیس کلمنتیل

163
00:07:51,660 --> 00:07:55,160
‫ایلتیانا لاپیس کلمنتیل

164
00:07:51,660 --> 00:07:55,160
‫ایلتیانا لاپیس کلمنتیل

165
00:07:52,010 --> 00:07:56,730
‫یه زیورآلات خوشگل پیدا کردیم که می‌تونی
‫توی عروسیت با شاهزاده استفاده کنی.

166
00:07:56,730 --> 00:07:58,400
‫خیلی ذوق داشتم بهت نشونش بدم.

167
00:07:58,400 --> 00:08:00,800
‫یه مقدار هم از اون شیرینی‌هایی که دوست داری رسیده.

168
00:08:00,800 --> 00:08:01,920
‫بیا با هم بخوریم.

169
00:08:02,270 --> 00:08:05,680
‫دیگه فرصت زیادی نداری که شیرینی بخوری.

170
00:08:05,680 --> 00:08:08,510
‫خانم، هنوز زوده که گریه زاری راه بندازی.

171
00:08:08,510 --> 00:08:13,810
‫می‌دونم. دلم برای تیارا تنگ میشه،
‫ولی خوشبختی اون از همه چی مهم‌تره.

172
00:08:14,340 --> 00:08:18,110
‫به عنوان دختر مارکی که نام لاپیس رو دریافت کرده،

173
00:08:18,110 --> 00:08:22,060
‫من از بچگی تحت آموزش بودم تا ملکه بشم.

174
00:08:22,870 --> 00:08:24,840
‫به عنوان نامزد ولیعهد،

175
00:08:24,840 --> 00:08:28,070
‫کلی زحمت کشیدم و همه جور موضوعی رو مطالعه کردم.

176
00:08:28,570 --> 00:08:31,530
‫اگه دیدی همسرت داره راه رو اشتباه میره،

177
00:08:31,530 --> 00:08:33,330
‫حتماً باید اصلاحش کنی.

178
00:08:33,330 --> 00:08:36,150
‫پدرم، نخست وزیر، اینو بهم یاد داده.

179
00:08:36,690 --> 00:08:39,190
‫شاید بعضی وقتا خیلی سخت بوده باشه،

180
00:08:39,190 --> 00:08:42,150
‫ولی همه‌ش رو به خاطر عشقی که
‫به شاهزاده هارت‌نایتس داشتم انجام دادم.

181
00:08:43,130 --> 00:08:47,180
‫اما... انگار شاهزاده هارت‌نایتس
‫اصلاً این چیزا رو نفهمیده.

182
00:08:48,120 --> 00:08:50,750
‫من عاشق شخصیتش هم بودم...

183
00:08:51,580 --> 00:08:55,590
‫شاید بهتره بیخیالِ جشن فارغ‌التحصیلی فردا بشم.

184
00:08:56,130 --> 00:08:57,560
‫نه، نمی‌تونم.

185
00:08:57,560 --> 00:09:02,650
‫واسه دخترِ مارکیزی که اسم «لاپیس» رو داره،
‫اصلاً خوبیت نداره که غایب باشه.

186
00:09:03,130 --> 00:09:07,280
‫اصلاً دلم نمی‌خواد برای پدر و مادر عزیزم
‫دردسر درست کنم.

187
00:09:08,260 --> 00:09:12,050
‫تغییر احساسات هارت‌نایتس
‫دقیقاً طبق داستان بازیه.

188
00:09:12,050 --> 00:09:15,870
‫منم نمی‌تونم نقش خودم به عنوان
‫دختر شرور رو تغییر بدم.

189
00:09:17,790 --> 00:09:21,000
‫اگه من قهرمان داستان بودم،
‫می‌تونستم یه پایان خوش داشته باشم،

190
00:09:21,000 --> 00:09:23,970
‫ولی الان نمی‌دونم قراره چه بلایی سرم بیاد...

191
00:09:27,950 --> 00:09:30,200
‫قراره چی بشه؟

192
00:09:39,830 --> 00:09:41,420
‫بانو تیارا‌رُز...

193
00:09:50,610 --> 00:09:53,640
‫اگه دست من بود، شما...

194
00:09:56,830 --> 00:09:59,950
‫{\an8}دختر شرور قصه مورد علاقه شاهزاده کشور همسایه است

195
00:10:00,160 --> 00:10:04,000
‫روزِ رویداد محکومیت

196
00:10:05,880 --> 00:10:09,880
‫رفتار بانو آکاری واقعاً دیگه زیاده‌رویه!

197
00:10:09,880 --> 00:10:11,360
‫دقیقاً همینطوره!

198
00:10:11,360 --> 00:10:14,320
‫چطور جرئت می‌کنه اینجوری آویزون شاهزاده هارت‌نایتس بشه

199
00:10:14,320 --> 00:10:16,860
‫اونم وقتی نامزدش، بانو تیارا‌رُز، همین جاست؟

200
00:10:16,860 --> 00:10:21,630
‫بانو تیارا‌رُز، هر اتفاقی هم بیفته،
‫ما طرف شماییم!

201
00:10:21,630 --> 00:10:25,090
‫ممنونم. خیلی مایه دلگرمیه.

202
00:10:30,920 --> 00:10:35,580
‫رویداد محکومیتی که همه بهش میگن
‫جشن فارغ‌التحصیلی، به زودی شروع میشه.

203
00:10:35,990 --> 00:10:39,370
‫خودمو براش آماده کردم، ولی هنوز می‌ترسم.

204
00:10:39,870 --> 00:10:41,410
‫بانو تیارا‌رُز...

205
00:10:41,740 --> 00:10:47,920
‫شاید بهتر باشه با ارباب تماس بگیرم
‫و بگم ایشون همراهیتون کنن؟

206
00:10:47,920 --> 00:10:50,040
‫اشکالی نداره، فیلین.

207
00:10:50,040 --> 00:10:52,650
‫پدر خودش کار داره.

208
00:10:52,650 --> 00:10:54,530
‫نمی‌تونم براش دردسر درست کنم.

209
00:10:54,530 --> 00:10:55,680
‫بله، اما...

210
00:10:55,680 --> 00:10:58,040
‫راستش... حق با توئه.

211
00:10:58,040 --> 00:11:03,470
‫اگه پدر ببینه که من بدون همراه
‫وارد جشن شدم،

212
00:11:03,470 --> 00:11:06,020
‫قطعاً از عصبانیت دیوونه میشه.

213
00:11:03,770 --> 00:11:06,020
‫باباییِ بیش از حد دلسوز

214
00:11:06,660 --> 00:11:10,150
‫من هنوز نگران شما هستم، بانو تیارا‌رُز.

215
00:11:11,230 --> 00:11:13,320
‫حالم خوب میشه.

216
00:11:16,030 --> 00:11:18,460
‫وای، چه خوشمزه به نظر میان!

217
00:11:18,460 --> 00:11:20,630
‫خواهش می‌کنم، بفرمایید.

218
00:11:20,630 --> 00:11:22,120
‫با کمال میل!

219
00:11:26,910 --> 00:11:28,350
‫خوشمزه‌ست!

220
00:11:29,200 --> 00:11:33,510
‫من از زندگی قبلیم عاشق درست کردن
‫و خوردن شیرینی بودم.

221
00:11:34,020 --> 00:11:37,720
‫خوردن شیرینی‌های خوشمزه خوشحالم می‌کنه.

222
00:11:38,940 --> 00:11:42,960
‫فیلین، اینا رو آوردی که سعی کنی
‫حالمو خوب کنی؟

223
00:11:42,960 --> 00:11:47,230
‫امیدوار بودم باعث بشه لبخند بزنید،
‫حتی اگه برای یه لحظه باشه.

224
00:11:47,230 --> 00:11:48,780
‫فیلین...

225
00:11:55,340 --> 00:11:57,840
‫نمی‌تونم از رویداد محکومیت فرار کنم،

226
00:11:57,840 --> 00:12:00,120
‫پس نشستن و ترسیدن هیچ فایده‌ای نداره!

227
00:12:00,120 --> 00:12:01,670
‫باید تلاشمو بکنم!

228
00:12:05,120 --> 00:12:08,120
‫بانو تیارا! حالتون خوبه؟

229
00:12:08,120 --> 00:12:12,020
‫بانو آکاری، نمی‌تونید همینطوری
‫سرِ خود وارد بشید!

230
00:12:12,020 --> 00:12:14,830
‫خب، روز بخیر بانو آکاری.

231
00:12:14,830 --> 00:12:17,630
‫و ممنون بابت نگرانی‌تون.

232
00:12:17,630 --> 00:12:20,400
‫روز شما هم بخیر، بانو تیارا.

233
00:12:18,090 --> 00:12:22,640
‫آکاری

234
00:12:18,090 --> 00:12:22,640
‫آکاری

235
00:12:20,400 --> 00:12:25,720
‫مطمئنم خودشه، قهرمان بازی اوتومه
‫«حلقه لاپیس لازولی».

236
00:12:26,460 --> 00:12:28,840
‫یه لباس مجلل و بامزه...

237
00:12:28,840 --> 00:12:30,760
‫جواهرات درخشان...

238
00:12:31,230 --> 00:12:33,360
‫ذات شیرین و فرشته‌گونه...

239
00:12:33,770 --> 00:12:37,050
‫دقیقاً همون چیزیه که از قهرمان بازی انتظار داری.

240
00:12:38,320 --> 00:12:42,160
‫دیروز که یهو تو کلاس غش کردید خیلی نگرانتون شدم.

241
00:12:42,680 --> 00:12:45,170
‫شاهزاده هارت‌نایتس هم نگران بودن.

242
00:12:45,170 --> 00:12:46,790
‫خیلی مهربونن، مگه نه؟

243
00:12:47,240 --> 00:12:49,580
‫ببخشید که نگرانتون کردم.

244
00:12:51,290 --> 00:12:53,060
‫شاهزاده هارت‌نایتس.

245
00:12:59,040 --> 00:13:01,040
‫روز بخیر، سرورم.

246
00:13:01,040 --> 00:13:05,380
‫معلومه. هرچی نباشه بعد از اینکه غش کردی،
‫آکاری خیلی نگرانت بود.

247
00:13:05,380 --> 00:13:09,550
‫حالت چطوره؟ می‌تونی بیای جشن فارغ‌التحصیلی؟

248
00:13:09,550 --> 00:13:14,060
‫بله، دیشب خوب استراحت کردم،
‫پس مشکلی نیست.

249
00:13:14,060 --> 00:13:17,300
‫خیلی خوشحالم که می‌بینم حالتون خوبه!

250
00:13:17,300 --> 00:13:19,570
‫مگه نه، شاهزاده هارت‌نایتس؟

251
00:13:19,570 --> 00:13:20,820
‫بله، همینطوره.

252
00:13:21,360 --> 00:13:26,190
‫فیلین، اگه بخوام به موقع برسم،
‫باید زودتر کارهای نهایی رو انجام بدیم.

253
00:13:26,190 --> 00:13:27,370
‫حتماً.

254
00:13:27,370 --> 00:13:31,950
‫چی؟! بانو تیارا، شما هنوز آماده نیستید؟

255
00:13:32,290 --> 00:13:35,040
‫انگار موقع بدی مزاحمشون شدیم.

256
00:13:35,590 --> 00:13:37,840
‫ما دیگه رفع زحمت می‌کنیم.

257
00:13:38,160 --> 00:13:39,140
‫بسیار خب.

258
00:13:54,790 --> 00:13:58,150
‫به محض اینکه این درها باز بشه، شروع میشه.

259
00:14:08,380 --> 00:14:11,610
‫تیارا‌رُز لاپیس کلمنتیل وارد می‌شود.

260
00:14:13,410 --> 00:14:14,660
‫شروع شد.

261
00:14:18,760 --> 00:14:20,190
‫درست مثلِ توی بازی.

262
00:14:21,050 --> 00:14:22,680
‫چه خبره؟

263
00:14:22,680 --> 00:14:25,140
‫چرا بانو تیارا‌رُز تنها اومدن؟

264
00:14:25,140 --> 00:14:28,260
‫اون دختره کنارِ شاهزاده کیه؟

265
00:14:29,190 --> 00:14:32,520
‫تیارا‌رُز، من بدین وسیله

266
00:14:32,520 --> 00:14:35,400
‫نامزدیم رو باهات بهم می‌زنم!

267
00:14:46,650 --> 00:14:50,080
‫میشه دلیلش رو بفرمایید؟

268
00:14:50,080 --> 00:14:51,510
‫دلیلش؟

269
00:14:51,510 --> 00:14:55,210
‫تیارا‌رُز، چرا خودتون ازش نمی‌پرسید؟

270
00:14:55,210 --> 00:15:00,210
‫نمی‌دونم چی می‌تونه باشه.
‫من هیچ کار شرم‌آوری انجام ندادم.

271
00:15:01,470 --> 00:15:05,390
‫اگه قصد دارید کس دیگه‌ای رو
‫به همسری انتخاب کنید،

272
00:15:05,860 --> 00:15:09,470
‫مراحل قانونی‌ای نیست که باید طی بشه؟

273
00:15:09,470 --> 00:15:12,790
‫چطور جرئت می‌کنی تو روی
‫یکی از اعضای خاندان سلطنتی دربیای؟!

274
00:15:12,790 --> 00:15:15,580
‫بعد از اینکه فهمیدی آکاری توی
‫روستا بزرگ شده،

275
00:15:15,580 --> 00:15:18,060
‫کلی حرف‌های زننده بهش زدی!

276
00:15:18,060 --> 00:15:22,300
‫به نظر میومد از قوانین کشور ما بی‌اطلاعه،

277
00:15:22,300 --> 00:15:24,190
‫برای همین من فقط چند بار بهش یاد دادم.

278
00:15:24,190 --> 00:15:29,690
‫خب، شنیدم که بهش گفتی موقع
‫سلام دادن به من باید زانو بزنه!

279
00:15:29,690 --> 00:15:33,280
‫خب، شما ولیعهد کشور هستید.

280
00:15:33,280 --> 00:15:37,210
‫عقل سلیم میگه که باید موقع سلام دادن
‫به شما زانو بزنه!

281
00:15:37,210 --> 00:15:39,960
‫تازه بهش گفتی با من نرقصه!

282
00:15:39,960 --> 00:15:44,460
‫به خاطر اینکه بیشتر از دو بار با شما رقصیده بود.

283
00:15:45,220 --> 00:15:47,900
‫اون کاریه که فقط نامزدِ آدم می‌تونه انجام بده.

284
00:15:49,330 --> 00:15:56,520
‫نمی‌خوای که بگی اینو نمی‌دونستی، هان؟

285
00:15:58,060 --> 00:16:02,230
‫ا-اما آکاری گفت شما همیشه باهاش بی‌رحم بودید!

286
00:16:03,350 --> 00:16:06,240
‫دفاع کردن از بی‌گناهیم هیچ فایده‌ای نداره.

287
00:16:07,000 --> 00:16:11,470
‫چه به خاطر این باشه که قهرمان، مخِ شاهزاده رو زده،
‫یا داستان بازی اصلاح شده،

288
00:16:11,470 --> 00:16:13,880
‫در نهایت همه چی طبق داستان پیش میره.

289
00:16:13,880 --> 00:16:16,580
‫انگار هر کاری کنم پایانِ بازی عوض نمیشه.

290
00:16:19,000 --> 00:16:23,860
‫پس دلتون پیش بانو آکاری گیر کرده، درسته؟

291
00:16:24,830 --> 00:16:27,670
‫بهم خوردن نامزدیمون رو قبول می‌کنی، آره؟

292
00:16:27,670 --> 00:16:29,010
‫بله.

293
00:16:29,010 --> 00:16:31,890
‫پس، من همین‌جا نامزدیم با تو رو تموم می‌کنم

294
00:16:31,890 --> 00:16:34,270
‫و با آکاری نامزد میشم.

295
00:16:34,270 --> 00:16:37,930
‫به عبارت دیگه، آکاری ملکه آینده خواهد بود!

296
00:16:39,710 --> 00:16:40,980
‫تموم شد.

297
00:16:41,660 --> 00:16:45,110
‫ولی من هنوز پدر و مادر مهربونم رو دارم،

298
00:16:45,110 --> 00:16:48,040
‫همینطور فیلین و دوستامو.

299
00:16:48,040 --> 00:16:49,760
‫هنوز همه چی رو از دست ندادم—

300
00:16:49,760 --> 00:16:52,690
‫جرمِ آسیب رسوندن به ملکه آینده...

301
00:16:53,370 --> 00:16:55,460
‫جرمی نیست که بشه بخشیدش!

302
00:16:55,920 --> 00:16:57,120
‫چی؟

303
00:16:57,120 --> 00:17:01,760
‫واسه همین، تیارا‌رُز، من همین‌جا
‫تو رو از این کشور تبعید می‌کنم!

304
00:17:02,870 --> 00:17:05,070
‫تبعید... من؟

305
00:17:05,070 --> 00:17:07,670
‫نه... این دیگه خیلی بی‌رحمانه‌ست!

306
00:17:08,620 --> 00:17:10,720
‫نمی‌تونم رو حرف ولیعهد حرف بزنم.

307
00:17:11,230 --> 00:17:15,060
‫اگه تبعید بشم، دیگه نمی‌تونم
‫هیچکدومشون رو ببینم.

308
00:17:15,590 --> 00:17:19,560
‫نه پدرمو، نه مادرمو، نه حتی فیلین رو...

309
00:17:22,720 --> 00:17:25,480
‫نه!

310
00:17:28,380 --> 00:17:30,050
‫دیگه کافیه.

311
00:17:52,180 --> 00:17:55,010
‫حالتون خوبه، بانو تیارا‌رُز؟

312
00:17:56,270 --> 00:17:58,360
‫شاهزاده آکواستید؟

313
00:17:59,460 --> 00:18:02,160
‫شاهزاده اول پادشاهی مارین‌فارست...

314
00:18:01,390 --> 00:18:07,320
‫شاهزاده اول پادشاهی مارین‌فارست

315
00:18:01,390 --> 00:18:07,320
‫شاهزاده اول پادشاهی مارین‌فارست

316
00:18:01,390 --> 00:18:07,320
‫آکواستید مارین‌فارست

317
00:18:01,390 --> 00:18:07,320
‫آکواستید مارین‌فارست

318
00:18:02,160 --> 00:18:03,550
‫آکواستید.

319
00:18:03,990 --> 00:18:06,340
‫اون شخصیت اصلیِ ادامه بازیه.

320
00:18:06,340 --> 00:18:09,680
‫همون لحظه اول که طراحیش رو دیدم،
‫عاشقش شدم.

321
00:18:09,680 --> 00:18:14,670
‫ولی قبل از اینکه قسمت دوم بازی
‫حتی منتشر بشه، مُردم.

322
00:18:15,160 --> 00:18:18,360
‫شاهزاده آکواستید اینجا چیکار می‌کنه؟

323
00:18:18,360 --> 00:18:20,160
‫اشکالی نداره. سرتو بالا بگیر.

324
00:18:20,870 --> 00:18:24,920
‫تو، با اون همه غرورت، از همه کسایی
‫که اینجان درستکارتری...

325
00:18:25,190 --> 00:18:26,350
‫و زیباتر.

326
00:18:28,670 --> 00:18:32,420
‫شاهزاده آکواستید، میشه شما دخالت نکنید؟

327
00:18:32,760 --> 00:18:35,680
‫اون باید به خاطر جرم‌هاش مجازات بشه!

328
00:18:36,050 --> 00:18:37,380
‫مجازات؟

329
00:18:37,380 --> 00:18:41,560
‫به نظر من که حرف‌های شما
‫خیلی تندتر از حرف‌های اون بوده.

330
00:18:42,930 --> 00:18:47,300
‫بهم زدن نامزدی توی جشن فارغ‌التحصیلی
‫که یه مراسم شادیه،

331
00:18:47,300 --> 00:18:49,860
‫انتقاد کردن از یه خانم تنها جلوی همه

332
00:18:49,860 --> 00:18:51,430
‫و تحقیر کردنش...

333
00:18:52,040 --> 00:18:54,610
‫اینا کارایی نیست که یه ولیعهد انجام بده.

334
00:18:54,610 --> 00:18:57,700
‫چ-چی؟ اصلاً به شما چه ربطی داره؟!

335
00:18:58,090 --> 00:18:59,860
‫خیلی هم ربط داره.

336
00:19:01,210 --> 00:19:02,330
‫کاملاً مربوطه.

337
00:19:04,580 --> 00:19:06,710
‫الان نامزدیتون تموم شده، درسته؟

338
00:19:11,380 --> 00:19:16,470
‫بانو تیارا‌رُز، همسرم میشی؟

339
00:19:16,470 --> 00:19:17,940
‫چی؟

340
00:19:19,470 --> 00:19:25,470
‫خیلی وقت بود که دیوانه‌وار می‌خواستم
‫مالِ من بشی.

341
00:19:26,500 --> 00:19:28,760
‫چی؟ خیلی... وقت بود؟

342
00:19:29,740 --> 00:19:33,320
‫صبر کن، چرا شاهزاده قسمت دومِ بازی
‫داره از من خواستگاری می‌کنه؟

343
00:19:33,840 --> 00:19:35,490
‫وایسا، داره خواستگاری می‌کنه؟!

344
00:19:38,270 --> 00:19:42,240
‫مطمئنم که پیشنهاد یهویی من غافلگیرت کرده.

345
00:19:43,100 --> 00:19:46,710
‫اما میشه لطفاً بهش فکر کنی؟

346
00:20:17,800 --> 00:20:19,490
‫ممنونم.

347
00:20:20,590 --> 00:20:24,790
‫شنیدن احساساتتون خیلی خوشحالم کرد.

348
00:20:25,290 --> 00:20:26,540
‫صبر کنید!

349
00:20:28,180 --> 00:20:29,710
‫باورنکردنیه!

350
00:20:30,200 --> 00:20:34,910
‫بانو تیارا تا همین یه لحظه پیش
‫نامزدِ شاهزاده هارت‌نایتس بود!

351
00:20:34,910 --> 00:20:37,220
‫چرا باید اونو انتخاب کنید؟!

352
00:20:37,610 --> 00:20:41,010
‫بانو تیارا خیلی بدجنس و دعواییه!

353
00:20:41,010 --> 00:20:43,180
‫اون اصلاً در شأن شما نیست!

354
00:20:43,180 --> 00:20:46,350
‫پس لطفاً... بیاید پیشِ ما!

355
00:20:46,670 --> 00:20:48,090
‫بانو آکاری!

356
00:20:48,090 --> 00:20:51,220
‫شاهزاده آکواستید ولیعهد کشور همسایه ما هستن!

357
00:20:51,220 --> 00:20:54,210
‫نباید همینطوری بهشون دست بزنید!

358
00:20:54,210 --> 00:20:56,460
‫لطفاً ولشون کنید!

359
00:20:56,460 --> 00:20:59,060
‫نه! نمی‌ذارم شاهزاده آکوا رو ازم—

360
00:21:00,470 --> 00:21:05,650
‫ممنون که انقدر نگرانم بودی، بانو تیارا‌رُز.

361
00:21:06,340 --> 00:21:07,450
‫کاری نکردم...

362
00:21:08,510 --> 00:21:11,330
‫من شاهزاده اول مارین‌فارست هستم.

363
00:21:11,810 --> 00:21:14,130
‫اینو می‌دونی و بازم تصمیم گرفتی
‫اینطوری رفتار کنی؟

364
00:21:14,130 --> 00:21:15,820
‫چ-چی؟

365
00:21:16,690 --> 00:21:19,710
‫ولی شما خیلی مهربونید، شاهزاده آکوا.

366
00:21:19,710 --> 00:21:21,760
‫شما به خاطر همچین چیزی عصبانی نمی—

367
00:21:21,760 --> 00:21:24,010
‫داره بهم بی‌احترامی می‌کنه. ببرینش.

368
00:21:24,010 --> 00:21:24,880
‫ها؟

369
00:21:24,880 --> 00:21:26,870
‫چی؟! آخه چرا؟!

370
00:21:26,870 --> 00:21:29,520
‫چی؟!

371
00:21:31,010 --> 00:21:35,850
‫انگار با دخالت یهوییم باعث سردرگمی شدم.

372
00:21:35,850 --> 00:21:39,080
‫واقعاً عذر می‌خوام، بانو تیارا‌رُز.

373
00:21:39,080 --> 00:21:43,090
‫اوه، نه، اصلاً.
‫من باید ازتون تشکر کنم که کمکم کردید.

374
00:21:44,350 --> 00:21:46,780
‫من هر وقت بخوای کمکت می‌کنم.

375
00:21:49,730 --> 00:21:53,000
‫ما باید الان دیگه از پایانِ بازی رد شده باشیم...

376
00:21:53,000 --> 00:21:55,380
‫حالا قراره چی بشه؟!

377
00:23:29,970 --> 00:23:39,980
‫{\an8}شاهزاده آکوا، </b>شکر دوست داری</b>؟

378
00:23:29,970 --> 00:23:39,980
‫{\an8}شاهزاده آکوا، </b>شکر دوست داری</b>؟

379
00:23:31,600 --> 00:23:35,600
‫حتی تو خوابم هم نمی‌دیدم که
‫شاهزاده آکواستید ازم خواستگاری کنه...

380
00:23:35,600 --> 00:23:39,050
‫سرورم، خواهش می‌کنم انقدر لوسم نکنید.

